نوا
خاک
بوت نووسیم وبوت بنووسم ئه من چیم ؟
دوندی قه ندیل و گوره پانی هه لگورد نیم
به ره و به رزایی ده چم گه ر چی وردم
خاکی به ری پی یی تیکوشه ریکی کوردم
ماموستا هیمن
*********************************************************
گولی آشتی:
دو چلی سور
چلئکی زرد.
*****************************************************************
اولین سفر
اولین روءیا
*****************************************************************

می بندم این دو چشم پرآتش را
تا ننگرد درون دو چشمانش
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعله نگاه پریشانش
ای رهروان خسته چه می جوئید
در این غروب سرد ز احوالش
او شعله رمیده خورشید است
بیهوده می دوید به دنبالش
